گفتگو با خانم صحرا حکیمیون - رتبه 34 کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی

چه عاملی باعث شد که تصمیم بگیری برای ادامه تحصیل؟

درسم تمام شده بود، 6 ماه گذشته بود و در مهرماه تصمیم به مطالعه ارشد و ادامه تحصیل گرفتم.
دلیل انتخاب رشته مدیریت هم این بود که در ابتدا علاقه داشتم وارد شاخه کامپیوتر بشم و چون این تغییر رشته خیلی سخت بود، تحقیق کردم و به رشته مدیریت علاقه پیدا کردم و چون به کامپیوتر هم علاقه داشتم بین بازرگانی و مدیریت فناوری اطلاعات بودم.

وقتی که شروع کردی به خواندن چه نقاط قوت یا ضعفی را در خودت میدیدی؟

در درسهای جدید مثل تئوری و بازاریابی هیچ پیش زمینه ای نداشتم و به دلیل پیشینه مهندسی، حسم به ریاضی و آمار بهتر بود. پیش زمینه و مختصری از اقتصاد داشتم. ولی باقی درس ها را هیچ زمینه ای نداشتم، ولی وقتی کلاس ها شروع شد دیدم که واقعا می توانم از پس درسها بربیایم.
توصیه برای تغییر رشته ای ها: برای من همه اطرافیان می گفتند که تغییر رشته اشتباه است و هم اینکه دیر شروع کردم و هم تغییر رشته میخواستم بدم همه می گفتند که نمیتوانی موفق بشی، ولی برای من واقعا اصلا سختی نداشت.

مدل درس خواندنت به چه صورت بود؟

اصلا شب ها نمی تونستم درس بخونم، صبح ها راحت تر بودم. اوایل ساعت مطالعه ام زیاد نبود. به مرور زیاد شد.

بیشترین موقعی که درس خواندی چه زمانی بود؟

من از اواسط اسفند تا آخر فروردین از صبح زود تا آخر شب درس می خواندم و خیلی جدی از 7 صبح شروع می و تا ساعت 10الی 11 شب و تستهای کنکور هم با درسها میزدم جداگونه کنکور نگرفتم از خودم.

برای درس آمار چه پیشنهاد و توصیه ای داری؟

برای من کلاس واقعا کافی بود. جزوه های سرکلاس کافی بود کنکور هم وقت کم آوردم و من بیشتر از چیزی که سر کلاس بود، کاری نکردم، سر کنکور وقت کم آوردم و تستی نبود که بلد نباشم و سوال غیر آشنا ندیدم. کلاس و جزوه کافی بود برای من، پیش زمینه ام برای درس آمار خیلی زیاد نبود چون ترم 2 دانشگاه آمار داشتم و خیلی فراموش کرده. من از کانال و تست های کانال استفاده میکردم و همه تست ها را میزدم همینطور نزدیک کنکور تست های تکراری هم میزدم.

در مسیر درس خواندنت شده بود که ناامید بشی؟ انگیزت برای ادامه مسیر چی بود؟

انگیزه اصلی من قبول شدن در دانشگاه سراسری بود. برای من مهم بود که حتما تهران یا بهشتی یا علامه باشم. چون لیسانسم آزاد بود اصلا دیگه دوست نداشتم دانشگاه آزاد برم. بیشترین چیزی که به من انگیزه میداد قبول شدن در دانشگاه سراسری بود.

چه پیشنهادی برای داوطلبینی که قصد شروع به مطالعه را دارند داری؟ بهترین موقع برای شروع به نظرت چه زمانی است؟

نه همه درسها را برای پاییز بگذارند (چون من نرسیدم تموم کنم یکسری از درسها را). یک سری از دروس را که خیلی مشکل دارند از تابستان شروع کنندو در تابستان خیلی خودشان را اذیت نکنند، چون اسفند و فروردین خسته میشوند و اینکه همه درس ها را برای پاییز نگه ندارند که اصلا کار درستی نیست، اگر من برگردم عقب حداقل یک یا دو درسم را از تابستان میامدم ولی نه اونقدر که به خودم فشار بیارم.

فکر می کردی این رتبه را بیاری؟

نه اصلا فکر این رتبه را نمی کردم و فکرم روی رتبه 100 الی 150 در بهترین حالت بود. احساس می کردم بخاطر اسلام و اینکه وقت کم آوردم برای ریاضی و آمار کنکورم را بد دادم و حس خوبی به کنکورم نداشتم. باورم نمی شد رتبه ام 34 شد.

چه اشتباهی در طول مدت درس خواندنت کردی که اگر به عقب برگردی تکرار نمی کنی؟

چون من اصلا آزمون نداده بودم برای همین سر کنکور اصلا نتوانستم وقتم را مدیریت کنم اگر برگردم عقب حتما آزمون میدادم چون سر وقت خیلی اذیت شدم.

علت موفقیتت و کسب این رتبه را چه عاملی میدانی؟

بیشترین عامل فکر اینکه سراسری قبول بشم بود و همینطور شکست قبلی از دوره لیسانس عامل انگیزاننده برای موفقیتم در کنکور ارشد بود.

توصیه نهایی برای داوطلبین کنکور 97؟

کلاس ها را پیشنهاد می دهم، و اینکه تفریحاتشان را داشته باشند مثلا در هفته به یک کار مورد علاقه شان بپردازند و اینکه خودشان را با دیگران مقایسه نکنند چون باعث ایجاد استرس می شود من سعی می کردم وارد فضای رقابتی با بچه ها نشوم تا استرس نگیرم و همینطور توصیه میکنم که از درس خواندن لذت ببرید و به چشم یک امتحان فرسایشی به کنکور نگاه نکنید.