گفتگو با خانم نکیسا رضایی - رتبه 1 دکتری مدیریت بازرگانی

چه عاملی باعث شد که تصمیم به خواندن دکتری بگیری؟

اولش رفتم برای آزاد، همسرم مرا تشویق کرد. مدرکم برای پردیس بود و خیلی میترسیدم که سراسری نتوانم بیارم و یک مشاور هم به من گفت سراسری را فراموش کن، ولی بعدا که تحقیق کردم از مشاوره یک فرد دیگر استفاده کردم و ایشون به من گفت که امیدت را از دست نده و دانشگاه تهران روی پردیس هایش هم تعهد داره و این شد که روحیه گرفتم و ایشون مرا سوق داد به خواندن برای سراسری و البته که جرقه اول را همسرم زد و بعد از آن هم انگیزه ای که مشاور به من داد.

وقتی شروع کردی به درس خوندن چه نقاط قوت یا ضعفی در خودت میدیدی؟

من نقطه قوت خودم را زبان میدیدم و در آمار هم خودم را خیلی قوی میدانستم چون 4 سال آمار خواندم و اعتماد بنفس زیادی در این درس داشتم قبل از شروع کلاس. بعد از اینکه رفتم سرکلاس متوجه شدم آن چیزی که در کنکور میاید خیلی متفاوت از چیزی است که من بلدم و میدانم.
در آنجا پسرفت کردم. بعد از کلاس در جلسه دوم و سوم به استاد طورانی گفتم من 4 سال آمار خوندم در قطب آمار کشور اصلا چیزهایی که شما درس میدهید با چیزهایی که در دانشگاه تدریس میشد بسیار متفاوت است. و واقعا یاد گرفتم و از جمله درسهایی بود که خیلی متفاوت بود. سرکلاس احساس می کردم که یک دانشجوی صفرم.
در دروس تخصصی در کلاس هایم مشکلی پیش اومد که باعث شد کمی عقب بیفتم، از همه دروس راضی بودم در کنکور تئوری خیلی خوندم و وقت گذاشتم یک غلط زدم و یکی نزدم، بازار هم یک غلط زدم و یک نزده ولی رفتار 4تا نزدم و دو تا غلط که باعث شد درصد دروس تخصصیم 65 بشه و اسلام هم خیلی سخت بود و دو غلط و یک نزده داشتم ولی باقی دروس خوب بود و سر جلسه کنکور نیم ساعت وقت اضافه آوردم فکر میکردم بد زدم و اشتباه زدم و خیلی استرس گرفتم. در دروس عمومی هم با اینکه قسمت کمی در استعداد تحصیلی نقطه قوتم بود خیلی وقت کم آوردم و نتونستم خوب بزنم و خیلی سخت بود و وقت خیلی کم آوردم.

مدل درس خواندنت چجوری بود؟

من تا 17 آذر شاغل بودم از 8.30 تا 17 کار می کردم و ممکن بود تا ساعت 21 در شرکت بمانم، در مدتی که شاغل بودم ساعت 3 صبح بیدار میشدم و تا ساعت 7 درس میخواندم و روزهایی که ساعت 17 ازسرکار می آمدم مستقیم میرفتم کتابخانه ملی تا ساعت 22 و 5شنبه ها و جمعه ها هم کلاس داشتم ، زمانبندی روزانه داشتم و از 5 ساعت کمتر نمیخواندم. از آذر که سر کار نرفتم از 8 صبح تا 21 کتابخانه ملی بودم و درس میخواندم و به میانگین 7 ساعت رسیدم.

برای مطالعه درس آمار چه توصیه ای داری؟

آمار درسی است که برای کنکور فقط باید کلاس بیای و فقط جزوه استاد طورانی را توصیه میکنم، پیشنهادم این است که اولا حتما کلاس بیایند برای درس آمار چراکه در کنکور چیزی بیشتر از کلاس نبود و من سرجلسه کنکور تست ها را که میزدم فکر می کردم سرکلاسم و هیچی بیشتر از آن نبود و من چیز جدیدی ندیدم، حتی بعضی سوالات تشابه داشتند به سوالاتی که سرکلاس حل شده بود و من جواب را می دانستم. در وهله دوم اگر نمیتوانند کلاس بیایند حتما کتاب استاد طورانی را تهیه کنند.

در مسیر درس خواندن ناامیدی سراغت اومد؟

بله، من برای کنکور کارشناسیم خیلی درس خواندم ولی رتبم بد شد و همیشه نسبت به کنکور حس بد داشتم و همیشه می ترسیدم برم سر جلسه و همان اتفاق سابق بیفته و وقتی که به اون لحظه فکر می کردم حس ناامیدی به من دست میداد.
ولی واقعیت این بود که در هیچکدام از مقاطع تحصیلیم برای کنکور تا این اندازه تلاش نکرده بودم. البته که این حس ناامیدی خیلی به من دست میداد و حتی وقتی از سر جلسه کنکور آمدم بیرون خیلی حالم بد بود و اصلا فکر نمیکردم نتیجه خوبی بگیرم.

انگیزه اصلی برای این تلاشت چی بود؟

من خیلی دوست داشتم که رتبه 4 بشم و فکر به این رتبه خیلی به من انگیزه میداد همینطور بازخوری که از اساتید می گرفتم هم خیلی به من انگیزه میداد، و همسرم هم واقعا به من انگیزه میداد و در تمام طول مسیر من را همراهی میکرد و هم به من دلگرمی میداد ، دوستانم هم خیلی قوت قلب و انگیزه میدادند به من.

پیشنهادت برای داوطلبین آزمون دکتری برای شروع کردن مطالعه چه زمانی است؟

قطعا از تابستان شروع کنند. من آمار و اسلام و زبان و استعداد را از تابستان خواندم باقی درس ها را اجبارا از پاییز کلاس رفتم. که باعث شد خیلی فشرده بشه برنامم و حتما توصه میکنم که از تابستان شروع کنند. چرا که مدیریت کردن آن دانشی که در تابستان به دست آوردند در پاییز اتفاق می افتد.

عامل اصلی موفقیت خودت رو چی میدونی؟

اولین عامل توکل بود، من زحمتم را کشیدم باقییش را توکل کردم دومین عامل هم این بود که واقعا از صمیم قلبم خواستم.
سومین عامل هم تشویق اطرافیان بود بویژه همسرم که خیلی به من در این مسیر کمک کرد و 60% مسیر را به دوش کشید و واقعا حامی من بود.

توصیه نهایی برای داوطلبانی که در شرایط مشابه تو قرار دارند چیست؟

توصیه میکنم که همه درس ها را از تابستان شروع کنند و درسی را برای پاییز نگذارند چون استرسش خیلی زیاد میشه، اگر کلاس میروند به حرف اساتیدشان اعتماد کنند و عمل کنند چرا که این حس اعتماد باعث میشه از حواشی کنکور دور شوند. به خودشان اعتماد داشته باشند حتی اگر 40% هستند به آن 40% اعتماد داشته باشند و سرجلسه هیچموقع فکر نکنند که بقیه جلوتر هستند و با 100% آمدند و به هیچ عنوان خودشان را مقایسه نکنند و به توانایی و زحمت هایشان اعتماد داشته باشند.
در آخر میخواستم تشکر ویژه کنم از مادرم و خانواده ام همینطور همسرم که در تمام مسیر من را همراهی کردند و مشوق من بودند.